پنجشنبه, ۱۱ آذر ۱۴۰۰ / بعد از ظهر / | 2021-12-02
تبلیغات
تبلیغات
کد خبر: 10196 |
تاریخ انتشار : 20 بهمن 1399 - 0:00 |
ارسال به دوستان
پ

در ایام دهه فجر و چهل سالگی انقلاب اسلامی و به منظور پاسداشت و گرامیداشت خاطرات آن زمان،‌ سعی کردیم تا گپ و گفت هایی هر چند کوتاه با برخی از افراد تاثیرگذار انقلاب اسلامی در لارستان را ترتیب دهیم. اگرچه کم و کاستی در این زمینه وجود داشته و ناگفته های فراوانی هنوز باقیمانده […]

در ایام دهه فجر و چهل سالگی انقلاب اسلامی و به منظور پاسداشت و گرامیداشت خاطرات آن زمان،‌ سعی کردیم تا گپ و گفت هایی هر چند کوتاه با برخی از افراد تاثیرگذار انقلاب اسلامی در لارستان را ترتیب دهیم. اگرچه کم و کاستی در این زمینه وجود داشته و ناگفته های فراوانی هنوز باقیمانده است،‌اما در فرصت کم و بضاعت محدود به نظر می رسد نکات و خاطراتی خواندنی از مصاحبه ها استخراج گردیده است. با هم چهارمین مصاحبه را که با آقای محمدباقر صداقت ترتیب داده شده در ادامه می خوانیم.

میلادلارستان) از انقلاب در لار برای ما بگویید.

آقای صداقت) واقعیت آن است که زمان طاغوت در واقع مردم هیچ کاره بودند حتی در انتخابات کوچک و محله‌ای و امکانات به صورت خیلی کم بود. اما امروزه امکانات و وسایل رفاهی مردم از مدرسه، آسفالت گرفته تا فرهنگ و بهداشت و…. به حد لازم وجود دارد. انقلاب از سال ۴۲ شروع شده بود تا رسید به ۵۶ و ۵۷ که اوج درگیری‌ها ۵۷ بود. در لار از سال ۵۷ بعد از شهرهای دیگر با تکثیر اعلامیه شروع شد من با همکاری افرادی مثل شهید امامی شروع کردم .

یک روز مسعود امامی به من گفت می‌خواهیم اعلامیه‌های امام را پخش کنیم و فقط من و تو هستیم گفت بیا منزل که نزدیک بازار قیصریه بود و در آنجا با استفاده از دستگاه تکثیر می‌کردیم . یک روز دکتر طالعی به ما گفت من دستگاه پلی کپی دارم به شما می‌دهم و دستگاه آورد و ما در منزل جا دادیم و فرشی روی آن قرار دادیم که پیدا نباشد و با مرحوم باقر دلخسته در شهرقدیم گشتیم تا خانه‌ای مناسب پیدا کنیم برای جا دادن دستگاه، تا این که در محله امامزاده خانه مخروبه‌ای پیدا کردیم که مناسب این کار بود که منزل مرحوم حاج محمدصادق اقبال بود که در اختیار ما گذاشت و ما دستگاه را با کمک فرغون آوردیم به مخروبه و مرحوم حاج یوسف عسکری‌زاده اعلامیه‌هارا برای ما می‌آورد و ما تکثیر می‌کردیم و شب‌ها می‌آوردیم مسجد جامع که آقای نسابه سخنرانی می‌کردند به صورت خیلی محرمانه و سرّی بین مردم پخش می‌شد نام گروه ما گروه المجاهد بود که ساواک در پی گرفتن و دستگیری این گروه بود. روزی ابوالحسن مویدی آمد و گفت شما چه می‌کنید؟ گفتیم ما اعلامیه‌ها را تکثیر می‌‌کنیم گفت من می‌خواهم این مخروبه را ببینم و آمدند و دیدند و گفتند عجب جایی پیدا کردید.

میلادلارستان) شما از چه سالی کار پخش اعلامیه شروع کردید؟

آقای صداقت) از فروردین و اردیبهشت سال ۵۷ شروع کردیم تا آخر انقلاب ادامه دادیم. ای کاش نمونه‌ای از آن اعلامیه‌ها برای خودمان نگه داشته بودیم.

میلادلارستان) از تظاهرات لار بگویید.

آقای صداقت) سال ۵۷ نزدیکی‌های انقلاب (۱۴ دی ماه) تظاهرات گسترده‌ای در خیابان همت (امام خامنه‌ای امروز) لار به راه افتاد که طاهری، خلیل‌زاده و رستگار به شهادت رسیدند. ما هم روزه بودیم و پراکنده شدیم و رفتیم کوچه آقای نسابه من پریدم منزل آقای نسابه و آنجا افطار کردم.

میلادلارستان) مجسمه شاه را چگونه سرنگون کردند؟

آقای صداقت) تعدادی از جوانان مواد منفجره آورده بودند که افاقه نکرد و با سیم بکسل و زور مردم مجسمه سرنگون شد .

میلادلارستان) نیروهای ارتش دخالتی نمی‌کردند؟

آقای صداقت) نه جرأت کاری نداشتند.

بعد از انقلاب محلی در خیابان گردان انتخاب کردیم برای جمع‌آوری اموال بیت‌المال که مردم اموال را برمی‌گرداندند و تحویل ادارات می‌دادیم. از جمله کلتی داشتم که آقای منیری برایم آورده بود و بعد از انقلاب تحویل نیروی انتظامی دادم.

من در آن زمان با رنگ و روغن نقاشی می‌کردم یک روز ساواک به منزل ما حمله کرد و خانه را به هم ریختند و فهمیدند که من نقاش هستم و تعدادی کتاب برده بودند.

یک روز کاریکاتوری از شاه روی دیوارهای شهر نصب کرده بودند که آنها فکر کردند کار من بوده و من را گرفتند و بردند کلانتری و دو روز نگه داشتند پس از آن مرحوم احمد قنبری سند آورد و با ضمانت من آزاد شدم.

میلادلارستان) خانواده شما با این مسائل مشکلی نداشتند؟

آقای صداقت) نه خانواده مخالف بودند اما قدرت ما برای انقلاب بیشتر از خانواده بود.

میلادلارستان) نقش آقای آیت‌اللهی و نسابه در آن روزها چه بود؟

آقای صداقت) ایشان نوعی محوریت بخصوصی داشتند که نفوذ زیادی روی نیروهای ارتشی داشت که محافظ جان مردم بود. آقای نسابه هم در سخنرانی‌ها به مردم هشدار می‌داد و آنها را بیدار می‌کرد.

میلادلارستان) دهه فجر در لار چگونه برگزار می‌شد؟

آقای صداقت) ایام بسیار خوبی بود یک سال دهه فجر روز تاسوعا و عاشورا گرفت که مردم به نحو شایسته‌ای شرکت کردند.

میلادلارستان) آیا شما برای ورود امام به تهران رفتید؟

آقای صداقت) نه من نرفتم اما تعداد زیادی از مردم با اتوبوس رفتند.

میلادلارستان) توقع شما از جوانان و مسئولین چیست؟

آقای صداقت) تا سختی نکشیم نمی‌توانیم قدر انقلاب را بدانیم مسئولین باید برای مردم کار کنند ما خودمان در قبال مردم آن زمان قبول مسئولیت می‌کردیم حتی به خانه نمی‌رفتیم و سه شیفته کار می‌کردیم خواب و خورکمان کم بود و کارمان زیاد که این انقلاب از خون شهدا و ایثار و فداکاری مردم به ثمر نشسته است.

جوانان باید با امید و کار زیاد خود را بالا بکشند همینطور که جوانان آن زمان کار زیاد می‌کردند.

میلادلارستان) با تشکر از شما.

#بازنشر

برای مشاهده اصل خبر در سایت مرجع، اینجا کلیک کنید.

منبع خبر «» است و خبرگزاری خلیج در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ( 10196 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره  0989909494120  پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه خبرگزاری خلیج مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.
    برچسب ها:
لینک کوتاه خبر:
تبلیغات
تبلیغات
×
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری خلیج در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.
  • نظرات و تجربیات شما