پنجشنبه, ۱۱ آذر ۱۴۰۰ / بعد از ظهر / | 2021-12-02
تبلیغات
تبلیغات
کد خبر: 10303 |
تاریخ انتشار : 22 بهمن 1399 - 0:00 |
ارسال به دوستان
پ

شما تصمیم بگیرید/ «دامپینگ» تهدید است یا فرصت؟ درحاشیه انتشار نامه اعتراضی کسبه لار به افتتاح پنجمین فروشگاه افق کوروش در این شهر در پی انتشار نامه اعتراضی جمعی از کسبه به خبر افتتاح پنجمین فروشگاه «افق کوروش» در شهر لار(اینجا)، «وحید آذرپور» چکیده ای از تحقیق خود در این زمینه را برای آفتاب لارستان […]

شما تصمیم بگیرید/ «دامپینگ» تهدید است یا فرصت؟

درحاشیه انتشار نامه اعتراضی کسبه لار به افتتاح پنجمین فروشگاه افق کوروش در این شهر

در پی انتشار نامه اعتراضی جمعی از کسبه به خبر افتتاح پنجمین فروشگاه «افق کوروش» در شهر لار(اینجا)، «وحید آذرپور» چکیده ای از تحقیق خود در این زمینه را برای آفتاب لارستان ارسال کرده است که در ادامه می‌خوانید:

***

وحید آذرپور*: یک فروشگاه زنجیره‌ای را تجسم کنید. بسیار بزرگ. بسیار شیک. وارد محله‌ای می‌شود. محله ای با مردمانی از طبقه متوسط.

سرمایه دار بزرگ نبش اصلی ترین چهار راه محله، زمینی به وسعت ۱۰ هزار مترمربع را می خرد. آن را در هفت طبقه می سازد. با پله برقی، آینه ها و لامپ های زیبا.

خوشحالید نه؟

سال اول: فروشگاه شروع به کار می کند. تعداد زیادی از اهالی محل را هم استخدام می کند. ولی فقط چند ساعت در هفته. مثلا روزی یکی دو ساعت. چه خاصیتی دارد؟ روشن است که وقتی خانم خانه دو ساعت در فروشگاهی که با آن همه زلم زیمبو و رعایت قواعد مارکتینگ چیده شده کار می کند، خرید روزانه اش را هم از همانجا انجام خواهد داد. بخصوص که قیمت ها هم پائین تر از عباس آقای میوه فروش و حسین آقای پارچه فروش است. حتی پائین تر از قیمت تمام شده! به این می گویند دامپینگ!

جالب اینکه خانم عباس آقا هم میوه اش را تازه از همان فروشگاه می خرد. چرا؟ چون عباس آقا سالها هرچه میوه بد داشته که کسی نخریده بوده به منزل آورده. الان خانم عباس آقا خودش دارد کار می کند. با حقوق خودش حسرت سالیان را از دلش در می آورد.

سال دوم: کار و بار عباس آقا و حسین آقا خراب است. درآمدشان اجاره مغازه شان را هم در نمی آورد. شاگرد مغازه اخراج می شود و می رود در فروشگاه زنجیره ای استخدام می شود. هفته ای ۱۰ ساعت. ولی حقوق ساعتی اش بالاست. این حقوق ساعتی آنچنان توقع او را بالا برده که جای دیگری نمی تواند کار پیدا کند.

دو سال گذشته. عباس آقا در شرف ورشکستگی است. آخرین مقاومت ها را کنار می گذارد و مغازه را تعطیل می کند. او نیز به فروشگاه زنجیره ای می رود و زیر دست شاگرد سابقش که حالا یکی از انباردارهای فروشگاه است استخدام می شود. همسرش اما اخراج شده است. چون انتظار داشته بعد از دو سال حقوقش یا دست کم ساعت کارش اضافه شود.

سه سال گذشته است: صاحب مغازه عباس آقا دو سال است اجاره ای نگرفته است. از وقتی عباس آقا مغازه اش را خالی کرده یکی دو مستاجر عوض کرده که هیچکدام بیش از یکی دو ماه دوام نیاورده اند. کاسبی نیست. مغازه ها را به قیمت ارزانی می فروشد به یک بساز و بفروش.

سال چهارم: دیگر محله مردمانی از طبقه متوسط ندارد. حسین آقا و شاگردش هر دو کارگر ساختمانی هستند. قیمت های فروشگاه زنجیره ای بالا رفته. سود ۴۰۰ درصدی روی قیمت تمام شده کالا عادی است. فروشگاه حقوق ساعتی را کم کرده. تعداد بیشتری را با ساعت های کمتر استخدام کرده است.

سال هفتم: فروشگاه، محله را به خاک سیاه نشانده. کسی دیگر در آن محله پس اندازی ندارد. فروشگاه کالاهایش را به سایر شعبه ها انتقال می دهد. این شعبه تعطیل است. مردم فقیر منطقه قدرت خرید از چنین فروشگاه باکلاسی را ندارند!

این اتفاقی است که هر روز در آمریکا می افتد. صاحب فروشگاه همان یک درصد است و ساکنین محله همان ۹۹ درصد. فقرا فقیرتر و پولدارها پولدارتر می شوند.

شهردارهای مناطق و شهرهای کوچک هر روز با التماس از مردم می خواهند که به جای خرید از فروشگاه های عظیم، از بیزینس های محلی (عباس آقا و حسین آقا) خرید کنند.

ولی اغلب مردم با همین طرز فکر شما خریدشان را از غول های بزرگ انجام می دهند. شیک، ارزان!

از خودتان بپرسید چرا اروپا غول های آمریکایی مثل والمارت را محدود کرده؟ جالب اینکه به دلیل همین محدودیت متهم به کمونیست بودن و مخالفت با تجارت آزاد هم می شود.

نه دوست عزیز. هرکه ارزان می فروشد برای رضای خدا ارزان نمی فروشد!

اگر چین سیب و پرتقالش را با ضرر وارد کشورتان می کند و ارزانتر از باغدار شما می فروشد برای این است که می خواهد باغدار، باغش را نابود کند و ویلا بسازد. اگر چین پیراهن مردانه را در تهران می فروشد ۵۰۰۰ تومن و شما برای دوختن همان پیراهن باید ۱۰ هزار تومن مزد بدهی، فقط به دلیل ارزانی نیروی کار چینی نیست! بلکه دارد دامپینگ می کند! قضیه خیلی ساده است.

این قضیه متاسفانه دلیل اصلی تعطیلی کارخانجات اخیر نیز هست.

دامپینگ را شرکت های بزرگ و چند ملیتی برای از میدان بدر کردن رقبای کوچکتر انجام می دهند.

قصّه‌ خیلی آشناست نه!!؟؟

تصمیم با شماست.

آیا با خرید از فروشگاه های محلی، کسب و کارهای بومی را حمایت می کنید یا فروشگاه های زنجیره ای را انتخاب می‌کنید؟

*محقق در زمینه کسب و کار

*برگرفته از پژوهش استاد جامعه شناسی دکتر جمالو

برای مشاهده اصل خبر در سایت مرجع، اینجا کلیک کنید.

منبع خبر «» است و خبرگزاری خلیج در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ( 10303 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره  0989909494120  پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه خبرگزاری خلیج مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.
    برچسب ها:
لینک کوتاه خبر:
تبلیغات
تبلیغات
×
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری خلیج در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.
  • نظرات و تجربیات شما