یکشنبه, ۱ خرداد ۱۴۰۱ / قبل از ظهر / | 2022-05-22
تبلیغات
تبلیغات
کد خبر: 40522 |
تاریخ انتشار : ۱۶ فروردین ۱۴۰۱ - ۸:۴۶ |
ارسال به دوستان
پ

               چرا بچه های کوچه شادی درخت نکاشتند؟ کم‌توجهی گسترده مسئولان شهری گذشته ، در حق اهالی مسکن مهر شهر اوز… به راستی از شعار تا عمل چه فاصله ای است؟ آنگاه که وقتی تصویری از آن سوی دنیای مدرن جهان اولی، و از درختی حصار کشیده در کنار […]

 

 

 

 

 

 

 

 چرا بچه های کوچه شادی درخت نکاشتند؟

کم‌توجهی گسترده مسئولان شهری گذشته ، در حق اهالی مسکن مهر شهر اوز…

به راستی از شعار تا عمل چه فاصله ای است؟
آنگاه که وقتی تصویری از آن سوی دنیای مدرن جهان اولی، و از درختی حصار کشیده در کنار اتوبانی و یا وسط کوچه ای یا حفاظت شده در وسط انبوه ساختمانی، گرفته می شود و آنگاه به سرعتی غیرمنتظره در گروههای مجازی دنیا دست به دست شده و در نهایت به گروههای مجازی وطنی، و به گروه من و شمای حافظ محیط زیست و یا گروههای اجتماعی سینه سپر کرده برای اصلاحات اجتماعی و رشد و بلوغ اجتماع می رسد و هزاران لایک و تایید و تشویق نسبت به عاملانش می خورد و در نهایت آه از نهادمان برمی آید که هیهات :
ببینید و بنگرید مرز توسعه یافتگی انسان را ..که چگونه مردمی و چگونه ملتی هستند که برای یک درخت حاضرند که چه ها کنند و چه ها شوند.. ولی افسوس که ما نمی توانیم..

آری : ما نمی توانیم..

زیرا به مرز عمل که برسیم وبه مرحله استقامت برای حفظ دستاوردها ‌که برسیم، دهها توجیه و سفسطه می شود عامل اصلی واماندگی و در نهایت بی تفاوتی در میدان حقیقی و عمل ..
و می شود برجای ایستادن و سکوت کردن و در نهایت محکوم کردن یک حرکت توسعه یافته اعتراضی آرام که می تواند جرقه ای برای گام نهادن در مسیر ترقی و بیدار شدن روح بی تفاوتها در جامعه محسوب شود..

اما هنوز نمی دانیم یا شاید هنوز باور نداریم که یکی از ارکان توسعه یافتگی ، حفظ داشته هاست.

بچه های کوچه شادی در مسیر آموختن یکی از ارکان اولیه توسعه یافتگی بودند تا یاد بگیرند:
حفظ دستاورد و حفظ آنچه خود می کارند، از کاشت آن مهمتر است
حتی اگر فرداها درختانشان قطع شود..
حتی اگر دیگر راهی برای حفظ دنیای آزاد کودکانه خود، که نه فقط چند درخت ، بلکه حفظ فضای آزاد طببعی و صدای چرخان تن و جان خود را می خواستند تا در میان سنگ و سیمان و بلوک چون دیوار زندانی، محبوس نگردند..

اما سوال اینجاست..
آنهم در اطراف این مجموعه عظیم بی چیز..
آنهم با نبودن همان چیزهایی که کودکان در همه سالهای کودکیشان می خواستند… بازمینی باز و فراخ برای بازی..
محیطی آموزشی برای شادی و آموختن درس زندگی… ولی هیچ نداشته اند تا اکنون…در همه این سالهایی که کودکانی بزرگ شدند و چه می دانید که اکنون در چه تفکراتی با وجود کمبودهای گذشته، در چه مسیری در حرکتند..
و سوال همینجاست:
کدام کارشناس اجتماعی را مشاور خود ساختید تا با نگاه کارشناسی به حجم بالای تراکم جمعیتی در اکنون و با وجود تمام کمبودهای فضای فرهنگی، آموزشی و ورزشی، قرار بر افزون کردن صدها واحد مسکونی در این محل را کردید،،؟ آنهم بدون توجه به همان نگاه کارشناسان اجتماعی که متاسفانه وجود خارجی ندارند…

بی شک ساختمان و مسکن را باید ساخت و برای مردم هم باید ساخت، و برای بی خانمان ها نیز باید ساخت ، اما در کجا ساختن مسئله ای فراتر از ساخت آن است..

یک مجموعه بزرگ و جمعیتی را نمی توانند ، فقط ساخت..
آیا شما آگاهید در کوچه پس کوچه های همین مسکن مهر با این تراکم جمعیتی کنونی، چه خبر است؟

آیا لمس کرده ایدبسترهای مناسب ناهنجاریهای اجتمایی در این مجموعه را؟

بی شک آگاه نیستید…

چون برای لمس آن باید و باید در آن زندگی کرد…

در کوچه های شب و روزش باید قدم زد و خاکش را چشید و بو کرد… نه از دور و نه با شعار…

بچه های کوچه شادی امسال درخت نکاشتند

تا یاد بگیرند که بدون هیاهو و بی قانونی و بدون بی حرمتی، مطالبه ای خیلی کوچک از کمبودهای بزرگ این مجموعه بیگانه در شهر را ، به گوش یک جامعه برسانند..

و این مهم و حرکت ارزشی نه فقط برای امروز ونه فقط برای چنددرخت ،بلکه برای فردای این جامعه بی تفاوت و برای آموزش حفظ داشته هایی به  نام هویت ایرانی و اسلامی  نیز می توانست رقم بخورد.. تا نسلی پاسدار ارزشها پرورش یابد، اگر و اگر حداقل در این روز نکاشتنشان ، یک مسئول شهری به خود همت حضور در بین کودکان را می داد تا آنان نیز احساس ارزش کنند..
ولی دریغا که همه گرم کاشتن ها شدند و از حقیقتی واقعی چون ارزش نهادن به نسلی مطالبه جو که درمسیر آموزش حفظ ارزشها و داشته ها قرار دارند، غافل ماندند…

امتحان حفظ ارزشهایی که در معرض شدیدترین حملات رسانه ای بر روی نسلهای پایه این سرزمین، و در جهت تغییر فرهنگ اصیل یک ملت نیزقرار گرفته است..

کمبودهای فراوان مسکن مهر اوز و اجحاف به اهالی ساکت و صبور آن، در یک سطر و دوسطر نخواهد گنجید.. ولی گویا این مجموعه بزرگ در دنیای دیگری از این شهر قرار دارد که شده است ، محفل آسایش و آرامش انبوه سگان در کوچه هایش.. تا در غیاب و غفلت تمام مسوولان گذشته اش و بی تفاوتی کنونی اش، همچنان بتازند و به ناهنجاریهای فراوان کوچه هایش ، ریشخند بزنند..

بچه های کوچه ای شادی امسال درخت نکاشتند
تا نماد نسل پایه ای مطالبه جو ، با حفظ احترام به قانون در فرداها شوند…

راستی نوروز نزدیک است…
آیا می شود بلوارهای پوسیده اش ، در ورودی های این سرزمین بیگانه را رنگ کنید؟

 

نگارنده : امیر رضا رضایى ( خبرنگار پایگاه خبرى موزه اوز )

منبع خبر «» است و خبرگزاری خلیج در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ( 40522 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره  0989390842720  پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه خبرگزاری خلیج مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.
لینک کوتاه خبر:
تبلیغات
تبلیغات
×
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری خلیج در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.
  • نظرات و تجربیات شما